أحمد بن أخي ناطور الأفلاكي

67

مناقب العارفين ( فارسى )

حق است كه در قبا « 1 » پنهان شذه است ؛ بعد از لحظهء بازآمذ ، دينارى چند در قدم سيّد فروريخته سر باز كرد و مريد شذ و برفت ( 2 / 15 ) همچنان حضرت ولية اللّه فى الارض فاطمه خاتون دختر « 3 » شيخ صلاح الدين رضى اللّه عنها و عن ابيها و عن بعلها روايت كرد كه روزى در خانهء ما حضرت سيّد فرموذ كه حالم را « 5 » بشيخ صلاح الدين بحثيذم و قالم را به حضرت مولانا ايثار كردم ( 2 / 16 ) همچنان روزى سيّد فرموذ كه آدمى را بيرون سه حالت زياده‌جويى فضوليست ؛ نخست از هر طعامى آن قدر كه بسنده باشذ ؛ دوم از ملبوسات آن قدر كه دفع سرما و گرما كنذ ؛ و از بزرگى آن قدر كافيست كه به سخره نگيرندش ( 2 / 17 ) الحكاية : اخصّ اصحاب كه ارباب و ما يَذَّكَّرُ إِلَّا أُولُوا الْأَلْبابِ ( 2 / 269 ) بوذند ؛ چنان روايت كردند كه چون حضرت سيّد را مدّت عمر به آخر آمذ و عزيمت آن جهان نزديك رسيذ ، بخادم خوذ اشارت كرد كه سبوئى آب گرم مهيّا كنذ ؛ خادم گفت : چون آن را گرم كردم ، فرموذ كه بدر رو و در را محكم ببست و گفت : برو صلائى ده « 16 » كه سيّد غريب از عالم نقل كرد ؛ خادم گفت : بر در صومعه گوش نهاذه بوذم ، تا چه خواهذ كردن ؛ ديذم كه برخاست و وضو ساخت و غسل كرد و جامه‌اش را پوشيذه « 18 » و جام اجل را نوشيذه بكنج خانه سر فروكشيذ و بانگى برزذ كه آسمانها پا كند و افلاكيان همه

--> ( 2 / 15 - 17 ) Z 21 آ B 20 ب K 53 45 , I , H ; 96 - 86 , I , T ( 1 ) در قبا BK : در قباب Z - - ( 3 ) دختر BK : فرزند Z - - ( 5 ) حالم را ZK : حالم B - - ( 16 ) ده ZB : در ده K - - ( 18 ) پوشيذه ZK : - B